زن، زندگی، آزادی
ما باد را دیدیم
طوفان را
سیل را که میبُرد جوانان را
...
ما باغ را دیدیم
تبر را
داس را که میکَند ریشهی درختان را
...
ما بام را دیدیم
ظلمات را
مشت را که میکوفت طاق آسمان را
...
ما بیم را دیدیم
اندوه را
اشک را که میشُست خون خیابان را
...
ما بیداد را دیدیم
عصیان را
فریاد را که میخواند شعار هزاران را
...
ما بامداد را دیدیم
روشنی را
پیروزیِ «زن ، زندگی ، آزادی» را
...
+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم دی ۱۴۰۱ ساعت 11:14 توسط افسانه احمدی
|